اظهارات تشعشع آمیز رهبر انتخاب (نه انقلاب) در نماز جمعه امروز تهران، تکلیف ملت را با رژیم ضد مردمی آخوندی مشحص کرد. بسیاری از مردم و معترضین منتظر حضور با شکوه رهبر! و اظهارات دشمن شکن وی بودند که بلاخره امروز فرا رسید و با بیان اینکه: من به رئیس جمهور بیشتر اعتقاد دارم... ارازل و اوباش خواندن معترضین به حکومت... من از رفسنجانی چیزی ندیدم!!... دست از اعتراض برندارید من هفته دیگه بر میگردم و محکم برخورد میکنم ( تهدید از نوع حکم حکومتی) ... همه این اغتشاشها بر عهده رهبران معترضین است ... «از شلوغی استفاده کنند بسیج و نیروی انتظامی را ترور کنند. بروند در کوی دانشگاه و جوانها و دانشجوها را آن هم دانشجویان مؤمن و حرباللهی نه آن شلوغکنها را مورد تهاجم قرار دهند و شعار رهبری هم بدهند. دل آدم خون میشود.» ( اونهایی که شهید شدند و کتک خوردند همه بسیجیها بودن !! ) خامنه ای با اشاره به قانون!! قانونمدار شد و اظهار داشتند که با مخالفین قانونی رفتار می کنیم! و چندین و چند تهدید دیگر که همه از تلویزیون " ملی" ایران!! پخش شد و رهبر تلویزیون جناب ضرغامی هم زحمت کشیدند تا جایی که توانستند این تهدید ها را در بخشهای خبری و غیر خبری و زیرنویسی و تله تکستی به محضر عموم رساندند. ---------------------------------------------------------------------- با این تفاصیل و پس از گذشت 7 روز از انتخابات و اعتراضات مسالمت آمیز مردم برای احقاق حق از دست رفته برای حقانیت آرای خود, برخورد نفر اول نطام با جمعیت معترض, نشان از دیکتاتوری و سرکوب بیشتر توسط ارگانهای مخفی حکومت را میدهد. آنچه که در این بین به وضوح لمس میشود سرکوب مردم توسط یگاهای ویژه ای است که حتی تحت امر دولت نیز نیستند. لباس شخصیها, سربازان امام زمان, سپاهیان و گارد ویژه رهبری و حتی بنا به گفته هایی سپاهی از حزبالله لبنان، اینها همه موتور سرکوب رژیم را به جلو میبرند تا منافعشان را تامین کنند. همانطور که در این چند روز مشاهده شد, این حکومت از کشتن ملت ابایی ندارد و به راحتی دستور تیر را میدهد. اینک زمان آن فرا رسیده که ملت تحت ستم به خواسته حقاق حق رای بسنده ننموده و خواهان برکناری این نطام باشند. نظامی که به راحتی خون این ملت را بر زمین میریزد, به راحتی به جوخه های اعدام و تیر میسپارد, نظامی که سالهای سال خون ملت را در شیشه کرده دیگر به آخر خط رسیده است. امروز خامنه ای با پشتوانه تانک سرکوب و تیر و تفنگ ، گنده گویی کرد و تهدید کرد. امروز خامنه ای علنا در مقابل ملت ایستاد. علنا دست رد به تمام خواسته های مردمی که یک هفته برای "رای" اعتراض کردند ، زد. دیگر زمان آن رسیده که مردم از رای برای سرنگونی رژیم حرف بزنند, از رفراندم برای آزادی ، از تغییر برای آزادی پاینده باد جنبش آزادی خواه ملت ایران
متن زیر در انتقاد به مطلب پست قبلی " احمد جان, راه مبارزه فقط از واشینگتن میگذرد؟ ." امروز دریافت شد که در اینجا منتشر می شود.
آقای رحمت، رامبد یا امید
نوشته شما را اتفاقا در باره احمد باطبی و کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی در وبلاگ تان که گویا به سایت تان متصل است خواندیم.
دلیل اینکه در این نوشته از این کمیته و برخی از گردانندگان آن پس از مدتها در وبلاگ خود یاد کرده اید را نمی دانیم ولی حدس می زنیم برخی حسادت ها و کینه توزیهای کودکانه دلیل این امر باشد ولی بهرحال از آنجا که در وبلاگ کذایی خود جایی برای اظهار نظر نگذاشته اید ذکر چند مورد را که مسلم می دانیم شما به خوبی از آن آگاه هستید برای یادآوری حافظه جنابعالی ضروری می دانیم
اول کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی پس از آزادی موقت احمد باطبی رسما در اطلاعیه ای توقف فعالیت خود را اعلام کرد این کمیته سال گذشته بار دیگر در زمان بازداشت وی و همسرش با اطلاعیه هایی توجه عموم را نسبت به این موضوع جلب کرد و پس از آن بار دیگر به دلیل آنکه ادامه فعالیتش ضرورتی نداشت، مجددا فعالیتش متوقف شد.
دوم: افرادی که نام آنها را ذکر کرده اید هیچ نیازی به درست شدن کارشان با این شیوه نداشته و قابل تصور است که فعالیت های این چنینی سبب به مخاطره افتادن آنها و جبهه گیریهای دیگر هم می شود که بعید می دانیم بخشی از این تهدیدات و مخاطرات به گوش شما که در فاصله نزدیک هستید و در کار رصد کردن دیگران نرسیده باشد.
سوم: اگر به خاطرات امید حبیبی نیا مراجعه کنید در می یابید که آشنایی وی با احمد باطبی از روز نوزدهم تیرماه 1378 آغاز شده است و در مقطعی که وی پس از ملاقات با لیگابو ربوده شد با همکاری بیش از ده نفر دیگر در داخل و خارج از کشور این کمیته تشکیل شد که نقش موثری در اطلاع رسانی داشت ، احمد باطبی همیشه و هنوز با گردانندگان قبلی این کمیته و شخص امید حبیبی نیا در تماس است و چه در زمان حضور امید حبیبی نیا در بی بی سی و چه در زمان مسئولیتش در سایت زمانه و چه در سایت روز همواره با او در تماس بوده و در برخی موارد به ارسال عکس و گزارش برای این سایت ها از طریق نام برده می پرداخت
با اینکه می دانیم این توضیحات دردی از شما درمان نخواهد کرد برای ثبت در آرشیو پاسخ ها آن را نگه می داریم که اگر لجن پراکنی ها، حسادت ها و تهمت ها و کینه توزیها نسبت به احمد باطبی و گردانندگان سابق کمیته
ادامه یافت در فرصت مناسب رسما و به طریق مقتضی به آنها پاسخ بدهیم
از شما به عنوان کسی که ادعای فعالیت سیاسی و دغدغه مسائل اجتماعی دارید انتظار داریم دست از حسادت و کینه توزی و تهمت زنی بردارید و نوشته خود در این رابطه را به بهانه تخطئه احمد باطبی اصلاح کنید
پناهنده سياسي کيست پناهنده سياسي کسي است که چهره به چهره رو به رو در برابر حکومت مسلط ايستاده بود و اگر بيرون آمده از ترس جان نبوده است او با همان فکر مبارزه وبا سلاح انديشه خويش ترک خاک وديار کرده است در اين ميان هستند بسياري از نويسندگان شاعران نقاشان مجسمه سازان که سلاح آنها همان کارشان است ودر جرگه رزمندگان ديگر قرار مي گيرند پناهنده سياسي نيتش اينست که با جلادان حاکم بر وطنش تا نفس آخر بجنگد وحاضر نيست از پا بيفتد به لقمه ناني بسنده ميکند ناله سر نميدهد و شکوه نميکند مدام در تلاش است که ديوار جهنم آخوندهارا بشکند وبه خانه برگردد خانه او وطن اوست براي تميز کردن خانه قدرت روحي کافي دارد و وقتي آشغالها جمع شدند حاضر است سرتاسر وطن وطن را با مژه هاي خود پاک کند از جان گذشته است و مطلقا نميترسد پناهنده سياسي نارنجکي است که به موقع ميخواهد ضامن را بکشد و کوهي را از جا برکند با دست بريده براي هر کار يدي حاضر است با پاي بريده مدام ميدود وبا چشمان کمسو همه جا را ميبيند روحيه پناهنده سياسي عضلاني است انگار که از سرب ريخته شده واهمه اي از مرگ ندارد زماني که خود را در صف پناهنده هاي قلابي ميبيند خشم جان او را به لب ميرساند چون ميبيند ستون فقرات بشردوستي ساخته وپرداخته حکومتها فرقي بين او ودلالان اسلحه نميگذارد اولي مدام با دو گذرنامه در رفت وآمد است ولي او اگر پا به وطن بگذارد جمهوري اسلامي امکان نفس کشيدن نيز برايش نخواهد گذاشت وپاي ديوار خواهدش کاشت وسوراخ سوراخش خواهد کرددر اينجاست که قوانين به يکباره بي اعتبار ميشوند در اينجاست که بايد تاملي مثلا در قرارداد 1951 کرديا در قوانين و مقررات ديگر. سوء تفاهم نشود منظور اين نيست که کشورهاي پناه دهنده سختگيري بکنند اصلا حتي تلاش فراواني بايد کرد که به آواره هاي دور افتاده بيش از پيش توجه شود اين تلاش امر بسيار لازمي است غرض اين است که فرق پناهنده سياسي قلابي با پناهنده سياسي واقعي روشن شود اين دو از يک جنس واز يک قماش نيستند پناهنده سياسي قلابي جانوري است همه چيز خوار پناهده سياســي واقعــي انساني است مرگ بر کف که بي هيچچشم داشتي ميخواهد کمر رژيم جمهوري اسلامــي را بشکند خشت روي خشت بگــذارد وخانهٌ تازه و وطن تازه يي بسازد. من مخلص کسي هستم که با خميني ميجنگد هرچه به من فشار ميآورند دقيقا از اين موضع است و من ازاين موضع کوتاه نميآيم شرف کفتار بر رژيم خميني در اين است که او به مرده خواري قناعت ميکند ولي اين نه تنهابه تناول زنده هاومرده ها مشغول است که نفس زندگي را مي خواهد نابود کند.شرف و حيثيت انساني را به خاک بسپارد.
--------------------------
حال احمد باطبی عزیز, من هم اگه جای تو بودم و به خاطر بلند کردن یک پیراهن خونین, حکم اعدام میگرفتم, نمی موندم و در می رفتم ولی ماجرای تو فرقهایی داشت. تو مدعی مبارزه بودی, تو کلی خاطرخواه داخل و خارج داشتی. کلی وبلاگنویس برات لوگوی Free Batebi درست کرده بودن. چقدر پتیشن و امضا درست شد. یک پژوهشگری به نام امید حبیبی نیا و خانمش درنا کوزهگر, برات روزها و ساعتها صرف کردن, سایت freebatebi.com راه انداختن, تا حد اقل تو هم کارت درست نشه کار اونا درست شه! قدر این همه محبت رو ندونستی گذاشتی یک راست رفتی آمریکا. می یومدی پیش همین امید خان. شاید هم اسمشم نشنیدی ولی اون از اسمت حسابی استفاده کرد. بگذریم از این حرفا, تو دیگه پناهنده شدی ولی نه مث هر پناهنده سیاسی دیگری که می یاد تبعید و قلم به دست می گیرند و هنوزم خیلیاشون در خارج از کشور هم با اسم مستعار می نویسن و ترس از اینکه یک روزی توسط یک لبنانی با پول خریده شده توسط رژیم ترور شون کنه, تو وجودشونه. هنوز هم خون مبارزه تو رگشونه. نمی یان بعد از دو روز که اومدن خارج, کت و شلوار و کراوات بزنن و جلو دوربین ضد مردم ایران بشینن و داستان سرایی کنن و من من کنن. شلوارک پاشون کنن و زیر پرچم آمریکا عشق کنن و برای ریشخند زدن به ملتی در بند عکسشونم منتشر کنن. احمد تو آدم بزرگی بودی, یا حد اقل بزرگت کردن, چرا خوردش کردی. تو سمبل یک سری دانشجوی ازادیطلب بودی که با این عکست و این حرکت ناجوانمردانت, به همشون توهین کردی. تو غرور همه اینها رو شکستی. اگر واقعا میخواستی مبارزه کنی, مبارز باشی, سربلند باشی, چرا یک راست آمریکا رفتی, همون کردستان عراق میرفتی یو ان پناهنده می شدی. همونجا اطلاعیه میدادی, روشنگری میکردی, افشا میکردی, وبلاگ میزدی و مردم رو با ماهیت اصلی ج ا آشناتر میکردی. فوق فوقش میومدی سوئیس پناهنده می شدی توی یه کشور بیطرف که کسی برات حرف در نیاره. بگن سرسپرده بوش بودی تو زندان. رو به کاخ سفید نماز خوندی و این حرفا... . نه انگار که یک سری افراد دربند مث یک رشته به هم وصل هستن. این از همشون گنده تر گنجی, که سمبل زندانیان سیاسی بود, این از عباس فخر آور که فخری برای خودش و برای همراهاش نیاورد و نذاشت, این از تو که مث همه اینها رفتی همونجایی که اینها هم رفتند و بعد از مدتی غیبشون زد. شاید تو هم هر دو سه ماه یک بار از این به بعد در روزآنلاین مطلبی بنویسی. حیف شد احمد تو هم به زودی فراموش خواهی شد. تو هم پشت کردی و از پشت خنجر زدی به احساسات مردمی که تو را دوست داشتند و برای نجاتت آنچه که می تونستن رو کردن.
این پست فقط گزارش بازی پرسپولیس و صبا باطریه. فعلا با گل کریم باقری پرسپولیس 1 بر صفر جلو افتاده و صدر نشین شده بازم نصرتی اشتباه کرد گل مساوی برای صبا دقیقه 42 سپاهان هم دقیقه 45 گل زد دوباره دوم جدول شدیم! بازم گلللللللللللللللللللللللللللل خلیلی
پیش درآمد: یک عده از ایرانیان میهن پرست و علاقه مند به ایران باستانی, چند روز پیش در تهران دست به تظاهراتی زدند و در آن خواستار پایدار ماندن نام خلیج همیشه فارس شدند. خلیجی که اگر در هزار نقشه نشنال جغرافی و نقشه های آنلاین گوگل و یا در نقشه های چاپی هر مملکتی با نام تحریف شده خلیج ع ر ب ی خوانده و نوشته شود, باز هم چیزی ازش کم نمیشود چون اصل و تاریخچه آن در تمام کتابهای تاریخی هر کشوری خلیج پارس آمده و در هر دانشکاه و دانشکده ای Persian Gulf خوانده و نوشته شده است. اینکه چند سالیست کشورهای خاشیه خلیج هر ازچندگاهی دست به حریف آن میبرند جدا از سیاستهای حاکمیت ایران نیست و نشانگر ضعف سیاسی حکومتگران ایران است. اگر به همین منوال هم پیش برود قطعا جزایر تنب کوچک و بزرگ و ابو موس هم با خفت و خواری تمام واگذار خواهد شد همانگونه که بیش از 80 درصد دریای مازندران داده شد و کشی صدایش در نیامد. ( به راستی این هموطنان عزیز میهن پرست چرا برای دریای مازندران پتیشن و اعتراض و تجمع و ... نکردن) . آیا آن هم بخشی از ایران نبود. یاچون ایرانیان فقط در برابر اعراب حس ناسیونالیستیشان گل میکند وامصیبتایشان به اسمان رفت. قصد کوچک کردن هدف این عزیزان را ندارم ولی اگر خلیج فارس فقط نامش را از دست داده است, دریای مازندران کمیتش را هم از دست داده است و چیزی بیش ار 13 درصد آن نمانده است. واقعیت این است که در جمع آوری امضا برای نام خلیج فارس بازی گرفته شده ایم. برای نام میجنگیم نه برای مالکیت آن. برای اصل نمی جنگیم. همه بازیچه حکومتی شده ایم که بدن هیچ دخالتی راضی شد این همه جوان و نوجوان و پیر و بزرگ در یک تجمع غیر قانونی ( طبق قانون هر گونه تجمع قبلا مجوز میخواد وگرنه باهاش برخورد تند! میشه) کسی برخورد تند نکرد. چون دقیقا خواسته حکومت همینه که مردم آزاد باشند! وآنچه که به ضرر رژیم نباشه را انجام دهند. من در ادامه این لینک در بالاترین این نظر را نوشتم ولی بلند بودن این کامنت وادارم کرد که این پس را در اینجا بیاورم تا شادی مقداری واقع بینتر با مسئله برخورد کنیم. من فکر میکنم برای اینکه بفهمیم چه باید بکنیم اول از هر کاری واقع بین باشیم و قبل از احساساتی شدن به منطق و عقل رجوع کنیم. موارد پیش پا افتاده ای را باید کنار گذاشت و اصلیت علت را پیدا کرد. باید هدف داشت و برای رسیدن به هدف از جان و مال گذشت. باید دید که علت این همه درد ( خفقان, سانسور, سرکوب, فقر, اعتیاد, فحشا, گرانی, کمبود کار, نبود قانون و یا بی قانونی, قبضه کردن حکومت در دست یک گروه اقلیت و خاکمیت یک گروه کوچک بر یک ملت, و هزاران درد و مرگ دیگر ) را پیدا کرد. از خودمان شروع کنیم و گناه برگردن بگیریم و خطایمان را قبول کنیم و به گردن دیگری نیندازیم. ملتی که نه زندگی برایش مانده , نه مالی نه جانی , نه چیزی دیگر مانده که از دست بدهد از چه می ترسد. باید متحد شد. باید هر کسی خود رهبر خود باشد و به دنبال رهبری نباشد. نباید صبر کرد تا کسی پیدا شود و رهبر قیام گردد. باید منسجم شد. باید و باید و باید ... . و در آخر نباید نباید نباید به امید کمک بیگانگان بود. کسی عاشق چشم و ابروی تو ایرانی نیست و نبوده. نه آخوند و نه انگلیسی و آمریکایی. کسی برای تو دل نمیسوزاند و همه منافعشان را درنظر میگیرند. تو هم برای منافع خود بکوش. مهمترین منفعت تو در این قیام بدست آوردن نامی است که در آینده فرزندت با افتخار بیان میکند که پدرم در برابر ظلم سر خم نکرد. حاضر شد جان دهد ولی خواری به تن نخرد. چشمهایت را باز کن تا ببینی در اطرافت بر دخترکان و پسرکانت در سرزمین 2500 ساله مهد تمدن و آریایی و سرزمین خلیج پارس و مازندرانت و سرزمین کورش و داریوشت چه آورده اند. کدام مهمتر است. نجات قبر کورش از آب! نجات نام خلیج؟ نجات تخته سنگهای تخت جمشید در حراجیهای بین المللی؟ یا نجات دختران فروخته شده به اعراب؟ یا نجات جوانان معتاد به کراک و شیشه و هزاران مرگ؟ یا نجات دختر تن فروشی که نان و جای شب ندارد؟ یا نجات جئانی که برای نان فردایش کلیه اش را میفروشد؟ یا نجات تویی که از ترس نمی توانی آنچه که دلت می خواهد بپوشی؟ یا نجات تویی که آنچه که میخواهی را نمی گذارند ببینی و بشنوی؟ یا .. یا ... . با خودت رو راست باش و برای نجات واقعیت, واقع بین باش. ( با عرض پوزش که متن از کامنت گذشت! فکر کنم بهتره توی وبلاگم بزارمش و لینک بدهم تا همه بخوانند! ) با تشکر از حوصله شما
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت
بیش از یک سال و نیمه که من این وبلاگ رو کنار گذاشتم و توش مطلبی ننوشتم. امروز وقتی بالاترین را چک می کردم دیدم یکی از پستهای قدیمی وبلاگم داغ شده و اومده بالای صفحه. خلاصه این موضوع باعث شد که دوباره وبلاگ رو آپدیت کنم و توش بنویسم. قبل از هر چیزی فکر کنم باید تاکسیمو یه سرویس حسابی بکن. موتورشو تعمیر کنم, رنگ و رویی بهش بدم, تودوزیشو عوض کنم و خلاصه گرد و خاکشو بگیرم. بیچاره مدت زیادیه تو پارکینگ خوابیده, روغنکاری میخواد! پس با آرزوی موفقیت بالاییها و پایینیهای بالاترین و گفتن " زنده باد بالاترین" از فردا ایشالا استارت رو میزنم.
به دانش آموزان ياد بدهيد که چرا سر گاوها پايين است!
رييس سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان : به دانش آموزان ياد بدهيد که چرا سر گاوها پايين است!
نثر ما: بر اساس اخبار رسيده براتي رييس سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان در جمع شورای اداری آموزش وپرورش استان اصفهان گفته: بايد در مسير آموزشي خود تغيير وتحول ايجاد نماييم . مثلا بايد به دانش آموزان آموزش دهيم که چرا سر گاوها هميشه پايين است؟ وی در ادامه مطلب خود گفت شما مديران آيا مي دانيد چرا کله گاوها هميشه پايين است؟ براي اينست که قوم يهود گوساله پرست شدند که معروف به گوساله سامری مي باشد از آن موقع گاوها خجالت مي کشند وسرهای خود را به پايين مي اندازند.
جلسه نمايندگان جمهوری اسلامی و اروپاييان برای مذاکره در باره برنامه هسته ای ايران که صبح روز جمعه، 3 مارس، در اقامتگاه سفير آلمان در وين کار خود را آغاز کرده بود بدون نتيجه پايان يافته و يک مقام ايرانی در باره تبعات ارجاع پرونده هسته ای اين کشور به شورای امنيت هشدار داده است.
In Islam having sex with animals is allowed but not recommended. Ayatollah Khomeini and many other Shiai leaders have extensively talked about this in their books. One of the qualifications for an Ayatollah to become a Grand Ayatollah is to write a book of jurisprudence (or Resalleh) in which he should address all the social issues of the Moslem world. Ayatollah Khomeini addresses some of these issues in his Resalleh:
1.If a man had sex with his donkey, he is not allowed to sell her in his village; he must sell the donkey in another village. [another words, it is OK to have sex with a donkey, as long as you do not sell her in your village J]
2.If in the event of an earthquake in a two story building, the aunt of a young man who is on the second floor, falls on top of the young man who is on the first floor and he penetrates her (have sex with her), that would be OK.
Just imagine, these people with such sick and perverted minds have ruled Iran for 27 years.
درگیری ماموران بنیاد مستضعفان و نيروی انتظامی با مددجویان مجتمع بهزیستی امیدوار
ماموران بنیاد مستضعفان و نیروی انتظامی ظهر امروز به منظور تخلیه مجتمع بهزیستی امیدوار به این مرکز مراجعه کردند که با مقاومت مددجویان مرکز مذکور موفق به این کار نشدند.
بنا به آخرین اخبار دریافتی از فعالین کارگری و خانواده های کارگران بازداشت شده شرکت واحد اتوبوس رانی، خانواده ها و جمعی از همکاران آنان فرداچهارشنبه 12 بهمن ساعت 30/8 دقیقه صبح قصد دارند که در جلوی مجلس شورای اسلامی واقع در میدان بهارستان دست به یک تجمع بزنند.
کودکان زندانی آزاد شدند اما آثار ضرب و شتم بر صورت نازنین شان باقی است
کودکان زندانی آزاد شدند اما آثار ضرب و شتم بر صورت نازنین شان باقی است
دو کودک خردسال یعقوب سلیمی که همراه با مادرشان و همسران سه نفر دیگر از فعالین سندیکا دستگیر شده بودند دیروز از زندان آزاد شدند. گونه سمت راست کودک دو ساله بر اثر اصابت پوتین ماموران حکومت اسلامی کبود شده و صورت و چشم کودک ده ساله بر اثر گاز فلفل متورم شده و به بیمارستان منتقل شده است. این رفتار جمهوری اسلامی یادآور رفتار سربازان فاشیست در آلمان دهه چهل با مردم آلمان است.
امروز یعقوب سلیمی که همراه با سه نفر دیگر از اعضای هیئت مدیره به دادگاه احضار شده بود، به دادگاه مراجعه کرد و دستگیر شد. او به دادگاه مراجعه کرد به این امید که همسرش آزاد شود که نزد کودکانشان باشد. یعقوب سلیمی عضو علی البدل هیئت مدیره سندیکا و از فعالین اعتصاب روز شنبه است. او در روزهای اخیر از طریق تعدادی از رسانه های فارسی زبان تلاش کرد که صدای همکارانش را به گوش مردم برساند. سه نفر دیگری که به دادگاه احضار شده بودند، یعنی غلامرضا میرزائی، عطا باباخانی و عباس نژند کودکی از احضار در دادگاه خودداری کرده اند.
جنایت جمهوری اسلامی در حق کودکان را باید به افکار عمومی دنیا خبر داد. دنیا باید بداند که این حکومت در طی این ٢٧ سال با مردم چه کرده است.
پیام کارگران زندانی واحد به رهبران اعتصاب : محکم به مبارزه ادامه دهید، نگران ما نباشید
امروز کارگران زندانی واحد از داخل زندان اوین طی پیامی به رهبران اعتصاب و مسئولین سندیکا از آنها خواستند که مبارزه را ادامه دهند و نگران آنها نباشند. فعالین کارگری در شرکت واحد از رقم ٧٠٠ نفر کارگر زندانی صحبت میکنند. با اینهمه هنوز آمار دقیقی از تعداد کارگران زندانی در دست نیست. طبق گفته یکی از مسئولین سندیکا کارگران زندانی، در اعتراض دست به اعتصاب غذا زده اند.
پیام کارگران زندانی واحد نشانه عزم راسخ کارگران در مبارزه است، و نه تنها عزم آنها بلکه زنده بودن خود این مبارزه است. نشانه استحکام مبارزاتی آنها و حقانیت عمیقی است که در مبارزه برای بهبود زندگی خود، برای حقوق پایه ای خود، برای رفاه و یک زندگی بهتر احساس میکنند.
اعتصابشان را با قساوت سرکوب کردند اما این نشانه قدرت رژیم نبود، ترس رژیم را از مبارزه کارگران نمایان ساخت. زندانی نگهداشتن صدها کارگر تا امروز خود بخوبی شاهد وحشت حکومت اسلامی از گسترش این مبارزه و تداوم اعتصاب و اعتراض در روزهای آینده است. سران رژیم میدانند که در محاصره خشم روزافزون مردم بسر میبرند. خودشان آمار بیش از دوهزار اعتصاب کارگری در سه ماه اول سال را اعلام کرده اند. خودشان از جهنمی که برای کارگران و مردم محروم جامعه ایجاد کرده اند خبر دارند و عمق انزجار مردم را از حکومت کثیفشان میدانند. نه وعده هایشان دیگر کسی را فریب میدهد نه سرکوبشان کسی را آرام میکند. این شروع فاز تازه ای در مبارزه کارگران و مردم ستمدیده کشور است. سران رژیم با این جنایت فقط پرونده خود را قطورتر کردند.